دانته ايجاد كرد، كه به تفسير و توضيح كمدي الاهي اختصاص داشت و دو هفته‌ٴ بعد، بوكاچيو به‌ سمت نخستين مدرس تعيين شد. او در صومعه‌ٴ بنديكتي سانتواسپيريتو از بيست‌وسوم اكتبر 1373، تا بهار سال 1375، تدريس كرد؛ تا آن‌كه سلامتش يكسره مختل شد. اين امر كه‌ يك‌چنين درسي ضرورت داشت و مورد توجه واقع شده بود، نشان مي‌دهد كه در اين زمان‌، يعني نيم قرن پس از مرگ دانته‌، عظمت كار دانته‌، حتي در زادگاه خودش به‌خوبي درك شده بود. البته شهرت دانته نوعي شكل خرافي به‌خود گرفت و رواج كمدي الاهي را در ميان عامه نوعي‌ بي‌حرمتي تلقي كردند.
بوكاچيو از نخستين مدافعان شهرت پسنديده‌ٴ دانته (در برابر تحريف خرافي آن‌) بود؛ كتاب او را تشريح كرد؛ كوشيد بر تعداد نسخه‌هاي خطي آن و انتشارش در ميان مردم بيفزايد؛ علاقه‌ٴ پترارك را برانگيخت و از پيشگامان ((دانته‌شناسي‌)) بود. بدين‌ترتيب‌، علاوه بر انسانگرايي‌ كلاسيك استادش پترارك‌، انسانگرايي تازه‌اي پديد آورد به‌نام انسانگرايي ايتاليايي
5. انسانگرايي او. بوكاچيو عميقاً تحت‌تأثير پترارك قرار گرفت و او در سراسر عمر، به‌صورت‌ رهبر روحاني و فرشته‌ٴ نگهبانش درآمد. نخستين ملاقاتش با وي در سال 1350، در فلورانس از رويدادهاي مهم زندگي‌اش بود.
پترارك او را با عشق به ادبيات قديم‌، سرشار ساخت‌. بوكاچيو نسخه‌هاي خطي را گردآوري‌ كرد، كه پاره‌اي از آنها را به پترارك داد و برخي را به خط خود نوشت (از جمله كتاب تِرِنس متعلق‌ به كتاب‌خانه‌ٴ لورنتيانا را). در جستجوي نسخه‌هاي خطي به ديدار كتاب‌خانه‌ها پرداخت و شاهد حالت ويراني و متروكي اسفبار كتاب‌خانه‌ٴ مُنته كاسينو شد. او به‌ويژه تحت‌تأثير ليوي و تاسيت‌ قرار گرفت . برخي متن‌ها را كشف يا اولين بار ذكر كرد، كه مهم‌ترينشان آثار وارو و تاسيت بود.
نسخه‌هاي خطي خود را براي صومعه‌ٴ سانتو اسپيريتو در فلورانس به ارث گذاشت‌. نيكولو نيكولي (1363ـ1437) انسانگراي فلورانسي‌، مراقبت از آن مجموعه را برعهده گرفت‌، كه‌ براساس فهرست تهيه‌شده در سال 1451 شامل 106 نسخه‌ٴ خطي بود.
او فاقد روح نقد پترارك يا نبوغ شاعرانه‌ٴ او بود و خود را وقف كارهاي لغوي ساده‌تر، خلق‌ برخي از نخستين امكانات لغوي‌، يعني فرهنگ‌هاي مقدماتي اساطير كهن و جغرافيا كرد.
او نخستين اروپايي جديد بود كه به تحصيل زبان يوناني در سطحي پرداخت كه بتواند آن را بخواند. معلومات خود را از پائولو دا پروجا، كتابدار روبر، شاه ناپل‌، و از لئونتيوس پيلاتوس‌ كالابريايي يوناني‌زبان آموخت‌، كه از او سه سال (1360ـ1362) در خانه‌اش در فلورانس‌ نگه‌داري كرده بود. آن دو باهم به مطالعه‌ٴ كتاب هومر پرداختند. آموزش يوناني بوكاچيو به‌صورت تجربي و بسيار ناقص بود، ولي بيش از دانشجوي امروزي زبان يوناني جنبه‌ٴ مستقيم‌ داشت و به همان اندازه برتر بود. بوكاچيو هم‌، مانند پترارك‌، بيشتر به گذشته نظر داشت تا آينده‌،